السيد محمد حسين الطهراني

330

الله شناسى (فارسى)

تزكيهء نفس و تخلّى و تجلّى و تحلّى با جميع زحمات و رنجهاى متصوّره در اين مقام ، اگر به قصد تقرّب حقّ تعالى يعنى به قصد رفع حجاب و نزديكى با وى در درجات و مراتب متفاوته از « وصول و اتّحاد و وحدت و فناء و بقاء » نبوده باشد به چه كار آيد ؟ ! و چه نتيجه‌اى را به دنبال خود مىكشد ؟ ! غير از اتيان اعمالى مشابه حركت حِمار طاحونَه ( خر آسيا ) كه پيوسته به دور خود مىچرخد ، چه بهره و منفعتى را به بار مىآورد ؟ ! مگر خدا نيازمند به اعمال بندگان بود كه تكليفهاى خشك و خالى بدانها بكند ، و سپس به جهنّمى خشك و بهشتى خشك اندر اندازد ؟ ! اين كار شبيه كار خداوند موهومى ، نيازمند ، كينه‌توز ، حريص ، آزمند ، بخيل بود ؛ نه كار خداى حقيقى واقعى ، غَنىّ علَى الإطْلاق ، كريم ، رحمن ، رحيم . تمام تكاليف پيامبران به امّتهايشان فقط به جهت رفع حجب نفسانيّهء آنان است . چون حجاب برداشته شد ؛ بهشت است ، حقّ است ، لقاء و وصول و فناء است . اگر حجاب برداشته نشد ؛ دوزخ است ، شيطان است ، بطلان است ، حرمان است ، بُعد است ، زمهرير است ، آتش گدازان است ، حسرت است و اندوه و ندامت ؛ مگر داستان اعمال شاقّه و عبادات كثيره و بالاخره تهيدست ماندن « بَلْعَم باعورا » را در قرآن مجيد نخوانده‌ايم ؟ ! بنابراين تفكيكى را كه ميان اين دو مقصد داده‌اند صحيح نيست . آنان كه به مقصد اوّل عمل كردند و به مقصد دوّم رسيدند كامياب و مظفّر و پيروزند . و آنان كه به مقصد اوّل عمل كردند بدون در نظر داشتن علّت غائى آن و بدون اميد لقاى حقّ و بدون رفع حجب ظلمانيّه و نورانيّه ، ماندند و ماندند . يك قدم بر نداشتند و كوركورانه كالْحِمارِ فِى الْوَحَل ( چون خر افتاده در گل ) خود را